دو تا درخت تنها توی دل کویرن از بی ابی و خشکی هر دو دارن میمیرن
امیدشون به اینه اسمون کویر باز بر شه از ابر تیره باز اسمون بغض کنه شاید بارون بگیره
روزا میرن ....ولی باز نه ابری هست نه بارون ! دو تا درخت تنها !تا میبینی بیابون
یکی از این درختا طاقتشون طاق میشه . دلش دوباره تنگ جنگلا و باغ میشه
یادش میره یه روزی این کویرم جنگل بود شاخه های خشکیدش یه روز بر بار و بر بود
روزا میرن و اخر دل درخت میگیره شاخه هاش هم میخشکن طفلی درخت میمیره
اما درخت دیگه گرچه خشک و بی باره زندس به امیدی که بازم بارون بباره!!
روزا رفتن و حالا درخت قصه ما درختی خشک و بیره .
یه اتفاق تازه .........یه رعد وبرق .........بعدش یهو بارون میگیره!!!!!!!!!!!![]()
